Maix یک پلتفرمِ فروش و بازاریابی برای کسبوکارهای کوچک و متوسطِ ایران است. ما ابزارهایی میسازیم که یک مغازه بتواند بدونِ استخدامِ نیروی بازاریابی، خودش مشتری بیاورد، مشتریِ قبلی را نگه دارد و فروشش را مدیریت کند — با هزینهای که با فروشش رابطه دارد، نه با تعداد ماههایی که گذشته.
اما یک کسبوکار فقط با فروش رشد نمیکند؛ تیم هم باید بزرگ شود و حساب هم باید صاف بماند. به همین دلیل کنارِ کارمندِ بازاریابی و فروش، یک کارمندِ منابع انسانی هم داریم: نقش و دسترسیِ هرکس را تعریف میکند، کلونِ شما را میسازد تا کارمندِ تازه سؤالش را از او بپرسد و از لحنِ گفتگوهای تیم، حالِ واقعیِ کسبوکار را میخواند. و یک دستیارِ مالی هم کنارشان است: درآمد و هزینه را ثبت میکند، سودِ واقعیِ ماه را نشانت میدهد، برای هر ماه بودجه میسازد و چکها و اقساط را یادآوری میکند.
محصولی از GenTic.ir.
همان مسیری که با یک کارمندِ بازاریابی شروع شد، به جایی رسید که فهمیدیم یک کسبوکار به بیش از یک نفر نیاز دارد.
کار را با یک مشاهدهٔ ساده شروع کردیم: بیشترِ کسبوکارهای کوچک، مشکلِ «نداشتنِ مشتری» ندارند. مشکلِ آنها این است که ابزارهای موجود، یا برایشان گران است یا آنقدر پیچیده که هرگز واقعاً استفاده نمیشود.
Maix را ساختیم تا این فاصله را پر کند. اما در مسیرِ ساخت، فهمیدیم که حلِ مسئله فقط با «کمپین» ممکن نیست. حتی بهترین کمپین هم وقتی مشتری را جذب کرد، رهایش میکرد — محصول و قیمت و ارسال و فاکتور، همه بیرون از سیستم و دستِ خودِ کسبوکار بود.
برای همین فروشگاه را ساختیم، و بعد به سؤالی رسیدیم که کمتر کسی انتظارش را داشت: اگر مشتری آمد، چه کسی باید تیم را اداره کند؟ بیشترِ کسبوکارهای کوچک نه HR دارند و نه وقتِ آموزش دادن. پس کارمندِ دوم را ساختیم — کارمندِ منابع انسانی — که نقش و دسترسی را تعریف میکند، کلونِ مدیر را میسازد و از لحنِ گفتگوهای تیم میفهمد چه کسی در چه وضعیتی است.
و بعد سؤالِ سومی رسید که از همهٔ آنها ملموستر بود: وقتی فروش زیاد شد، پول کجا رفت؟ بیشترِ مغازهدارها آخرِ ماه فقط یک عددِ کلی میدیدند و نمیدانستند کدام کمپین واقعاً سود داشته و کدام فقط فروشِ بیبهره آورده. چکها و اقساط را هم در دفترچه مینوشتند و اکثراً فراموش میکردند. کارمندِ سوم را برای همین ساختیم: هر درآمد و هزینه را ثبت میکند، سودِ واقعی را نشان میدهد، بودجهٔ ماه را میسازد و پیگیریِ مطالبات را یادآوری میکند — بدون اینکه کسی را سرزنش کند.
امروز Maix یک ابزارِ کمپین نیست: سه کارمندِ همیشهحاضر است که یکی بازار را میچرخاند، یکی تیم را و یکی حساب را — و هر سه با دادههای واقعیِ کسبوکارِ خودِ شما کار میکنند، نه با دادههای ساختگی.
کسبوکارهای کوچک ابزارِ بازاریابیِ در دسترس داشتند، اما ابزارهایی که واقعاً اجرا شوند نه. کمپین ساخته میشد و همانجا میماند.
اولین نسخهٔ Maix با یک ایدهٔ ساده شروع شد: کوپنی که با QR اجرا شود و کسی نتواند تقلبش کند. بدونِ کدنویسی، برای هر مغازه.
فهمیدیم جذب مشتریِ جدید فقط نیمهٔ کار است. مشتریِ قبلی را برگرداندن چند برابر ارزانتر تمام میشود — پس نردبانِ وفاداری و یادآوری خودکار را اضافه کردیم.
مشتری میآمد و ما رهایش میکردیم. فروشگاهساز را ساختیم تا محصول، قیمت، ارسال، فاکتور و مرجوعی هم داخلِ همان پنل باشد.
بازار حل شد، اما سؤالی باقی ماند: کارمندِ تازه از کِی بفهمد قیمتها چیست و چطور فروش را ثبت کند؟ ساختیم که مدیر یک لینکِ شروعِ کار بسازد و کارمند با کلونِ خودش گفتگو کند.
کسبوکارهایی که بزرگتر میشدند یک اعتراضِ تازه داشتند: فروش را میبینند ولی نمیدانند چقدر واقعاً سود کردهاند. چکها و اقساط را در دفترچه مینوشتند و فراموش میکردند. دستیارِ مالی را برای همین ساختیم.
بازاریابی، فروشگاه، منوی دیجیتال، کارتِ ویزیت، چتبات، پیامک و حسابداری — همه در یک پنل، با سه کارمند هوش مصنوعی: یکی بازار را میچرخاند، یکی تیم را و یکی حساب را.
اینها شعار نیستند؛ معیارهایی هستند که هر قابلیتِ جدید باید از آنها رد شود.
محصول را برای مغازه و صنفهایی ساختهایم که جای بازاریابِ حرفهای ندارند و نمیتوانند حقوقش را بدهند. هر قابلیتی که اضافه میکنیم باید در چند دقیقه قابل استفاده باشد، نه بعد از یک دورهٔ آموزشی.
کارمندِ بازاریابی و فروش بازار را میچرخاند و کارمندِ منابع انسانی تیم را. هر دو در یک نشست و یک دیتابیس کار میکنند — مدیر لازم نیست برای هر کار، یک سرویسِ جداگانه یاد بگیرد.
کارمزدمان را از قبل اعلام میکنیم، موجودی و وضعیتِ سفارش را پنهان نمیکنیم و هر پرداختی که میگیریم قابل پیگیری است. کسبوکاری که فروش میدهد، حق دارد بداند پولش کجا میرود.
بزرگترین هزینهٔ پنهانِ یک کسبوکارِ کوچک، توجیه کردنِ هر کارمندِ تازه است. کلونِ شما از سبکِ خودِ شما ساخته میشود و همان جوابهایی را میدهد که شما میدادید — بدون اینکه برای هر نفر جلسه بگذارید.
هر چیزی را که نساختهایم، در سایت هم نمیگوییم. اگر جایی خارج از توانِ ماست، زودتر میگوییم تا بعداً غافلگیر نشوید.
هر قابلیتی که اضافه میشود، اول روی کسبوکارِ واقعی آزمایش میشود. چیزی که در عمل کار نکند، ارسال نمیشود — حتی اگر روی کاغذ ایدهٔ خوبی باشد.
اگر روزی نتوانستیم به اینها عمل کنیم، حق دارید از ما بپرسید.
هزینهٔ ثابتِ ماهانه، هزینهٔ راهاندازی و کارمزدِ پنهان نداریم. اگر ماهی فروشی نیاوردید، چیزی هم نمیپردازید.
لیستِ مشتریان، کمپینها و فروشگاهتان در اختیارِ خودتان است. اگر روزی خواستید ببرید، میبرید — این حقِ شماست، نه لطفِ ما.
دامنهٔ اختصاصی و خروجیِ قابل استفاده یعنی وابسته به ما نمیمانید. فروشگاهِ شما متعلق به خودِ شماست.
کلون برای پاسخِ سؤالِ کارمند ساخته شده، نه برای تصمیمگیری بهجای شما. هر کارِ مهمی اول به شما نشان داده میشود و هر وقت بخواهید میتوانید خاموشش کنید.
پاسخگویی داریم — نه یک ایمیلِ خودکار. برای کسبوکارهای فعال، مسیرِ ارتباطیِ مستقیم داریم.
شروعش رایگان است و کمتر از دو دقیقه طول میکشد. اگر سؤالی دارید، قبل از شروع هم پاسخگوییم.